تبليغاتX
لبخندماه

لبخندماه
ناله های انتظار
قالب وبلاگ
عکس شهدا را می بینیم و عکس شهدا عمل می کنیم
[ ] [ ] [ netlog36 ] [ ]

تو می‌آیی ای یار درخشان که در راهی و با خود واژه‌هایی را می‌آوری که هم‌خانواده صبحند و تمام دل‌های تاریک در گنداب‌های هواپرستی رهایی می‌یابند.
تو می‌آیی و شاید آدینه بعد...



برچسب‌ها: مناجات با امام زمان
[ ] [ ] [ netlog36 ] [ ]
منتظران چشم به راه...

دیده از افق فرو گیرید...

به درون خود بنگرید....

بوی انتظار را در بهار دل‌هایتان استشمام می‌کنید؟

پس به کدامین بهار، به انتظار نشسته‌اید؟

به کدامین منتظر، در افق چشم دوخته‌اید؟

به کدامین آبرو، ادّعای آمدن دارید؟

به کدامین دل، نوای العجل دارید؟

به کدامین انتظار، منتظرید؟

به ناگاه، در تلاطم ثانیه‌های خجلت و شرم،

آخرین سخن، این بود...

"استغفرالله و اسئله التوبه"

برچسب‌ها: مناجات با امام زمان
[ ] [ ] [ netlog36 ] [ ]

دریایی

به خدا

بدون ناخدا

نمی توان رسید.


برچسب‌ها: دست نوشته
[ ] [ ] [ netlog36 ] [ ]

می خواهم مثل تو شوم، می دانم که نمی شود امّا من تصمیمِ خودم را گرفته ام. پس زودتر بیا.

برچسب‌ها: مناجات با امام زمان
[ ] [ ] [ netlog36 ] [ ]
شب بود
شبی تاریک
وخفاشان در نخلستان ها در کمین خون
صدای اروند رود می گفت
ما پیروزیم
ترس از بمباران شیمیائی
ناله های دردناک
تاول پوست
من نمی دانم چرا ما آدم ها
فراموش کاریم
من نمی دانم کدام مادر
چشم بر قاب عکس عزیزی دارد
من نمی دانم خاک ایران
چرا فریاد نمی زند
شهیدان زنده اند
شاید من
گرفتار خودم یا گرفتار هوس هایم
یادم آمد آن روز
خون سرخی که می رفت با اروند رود
و بدن های پاره
من نمی دانم
چرا ما آدم ها مهربان نیستیم
گل را لگد مال می کنیم
و در عروسی خفاشان می رقصیم
من نمی دانم تاریخ کجایش
با غرور گفت که من ایرانی هستم.
من نمی دانم
کدام نامردی خود را به رنگ فرشتگان می سازد
یا که ابلیس در کدام لباس زیبا
بر ما لبخند خواهد زد.
برچسب‌ها: شهید و شهادت
[ ] [ ] [ netlog36 ] [ ]
آقا دلت گرفته و چشمت بهاری است
از دیده ی تو کوثر احساس جاری است
آقا به یاد فاطمه شوریده می شوی
آری اساس عشق به زهرا مداری است
عرض ادب به ساحت مادر فریضه است
این اشکها نشانه ی والا تباری است
ما کارمان دعای فرج خواندن است وبس
این روزها که کار شما گریه زاری است
روضه کجا گرفته ایی ، ای وارث فدک
این روضه بی خزان و همیشه بهاری است
بر شیعه زخم خنجرشان کارگر نبود
این زخم سیلی است که بر شیعه کاری است
آقا شما بپرس : که پهلو شکسته را
دیگر چه جای هر شب ناقه سواری است
کوچه به کوچه ، شهر ، به صبح ظهورتان
از خون سرخ مادرتان ، لاله کاری است

برچسب‌ها: مناسبت ها
[ ] [ ] [ netlog36 ] [ ]
باران كه مي‌بارد همه چيز به هم مي‌ريزد.
باران كه مي‌بارد دلمان مي‌خواهد برويم زير باران و راه برويم.
باران که مي‌بارد از بس كه هول مي‌شوم بي‌چتر و بي‌بهانه مي‌روم زير باران.
بدم مي‌آيد از چتر ،از
باران دوست‌هاي چتر به دست .  
مانده ام چرا بعضی میترسند از باران  از خیس شدن لباس مارکشان یا از به هم ریختن آرایش صورتشان.
مگر میشود از پشت پنجره عاشق باران شد. مانده‌ام كه چطور مي‌شود زير باران نرفت و خيس نشد و از باران گفت.
باران كه مي‌بارد
بعضي‌ها به هم مي‌ريزند. زود و تند و سريع دلشان يك گوشه دنج و بي‌باران مي‌خواهد كه كز كنند و بمانند تا باران بند بيايد.
من مانده‌ام و اين همه كرامت و بزرگي باران. من اگر بودم براي آدم‌هاي پشت پنجره نمي‌باريدم. من اگر بودم براي باران دوست‌هاي چتر به دست نمي‌باريدم.
من اگر بودم ...
به خدا باران خيلي مرد است. كه هنوز گاه و بيگاه مي‌بارد. برويد از كوير بپرسيد كه باران يعني چه؟ برويد از رود‌هاي خشك شده بپرسيد كه باران يعني چه؟
برويد از زمين‌هاي تشنه بپرسيد كه باران چيست؟ من كه مي‌گويم باران براي ما نمي‌بارد. باران مي‌بارد كه تمام عاشقان باراني دلشان حال بيايد و روحشان تازه شود. 
باران مي‌بارد براي زمين‌هاي تشنه كه نمي‌دانند چتر چيست.باران مي‌بارد براي رودهاي خشكيده كه بي‌پنجره‌اند. باران مي‌بارد براي خاطر كويري كه دور افتاده است از لطافت او. 
باران مي‌بارد براي مرام مردماني كه در خيابان‌هاي باراني دلشان پر مي‌كشد براي باران زده های در راه مانده خيس. برای مردمانی که دلشان مي‌خواهد زير باران، دست باران زده ‌هاي خيس را بگيرند و پناهشان بدهند.
 باران مي‌بارد براي شهري كه كوچك است و نمي‌تواند بزرگي باران را ببيند.
همين است كه مات مي‌شود. قفل مي‌شود. به هم مي‌ريزد. باران كه مي‌بارد همه چيز به هم مي‌ريزد. باران زيباست و وقتي مي‌بارد آن وقت است كه تمام نازيبايي‌هاي اين شهر و آن شهر رخ مي‌نمايد و آن وقت است كه همه چيز به هم مي‌ريزد.
باران كه مي‌بارد خوب است. كسي اشك‌هاي كودكاني با كفش‌هاي سوراخ دار را نمي‌بيند.  باران كه مي‌بارد، من به هم مي‌ريزم كه همه چيز به هم مي‌ريزد.



جهانی منتظر باران است،ای کاش حضرت باران ببارد...

برچسب‌ها: دست نوشته
[ ] [ ] [ netlog36 ] [ ]

سلام دادیم؛
تنها برای این که سلامی داده باشیم.
غبار عادت نشسته بر روی این سلام‌ها
و برای غبارزدایی، همتی نیست در وجودمان و تا اندوختن همت باید صبور بود.
باید بر میزان همت‌مان بیفزاییم و پیش از آن که آستین همت را مردانه بالا بزنیم،
باید به معرفت دست یابیم.
معرفتی که همه جا و همه وقت، راه گشاست و ما را از گمراهی دور می‌دارد.
اگر در پس سلام‌های‌مان، معرفت بود، می‌شنیدیم پاسخ تک‌تک سلام‌های‌مان را .
سلام!
سلام بر تو که نگران مایی و این نگرانی، تو را می‌آزارد. 
سلام بر تو که ایستاده‌ای بر سر راه حقیقت و نشان می‌دهی قله‌های کمال را.
سلام بر تو،
تویی که نمی‌خواهی توشه‌های‌مان خالی باشد
و نگاه‌مان، حسرت بار،
و دست‌های‌مان لرزان باشد
و اندیشه‌های‌مان منحرف،
تویی که راه را برای اهریمن¬های خرد و کلان سد کرده‌ای،
تا چنگ نزنند به جان بیداران و آگاهان.
و باز هم سلام!








برچسب‌ها: مناجات با امام زمان
[ ] [ ] [ netlog36 ] [ ]
یاور افلاکی من!
انگار هنجرة هنجارهای اسلام را غبار حرص و غفلت مسلمان آزار می‌دهد و من هنوز هم متحیّرم که خدا چقدر صبور است!
شاهد دادگاه عدل!
بگذار تا اعتراف کنم که اگر به اندازة جرعه‌ای عاشقت بودیم می‌آمدی. نیستیم که نمی‌آیی...
حکومت عشق در مملکتی علَم می‌شود که مردمش عاشق باشند؛ آری ما فقط عاشقی را «شعار» داده‌ایم و بس.

 مهربانا! مگذار تسبیح نگاهمان از فرط جدایی دانه دانه شود...

اللّهمّ بلّغ مولانا الإمام الهادی المهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)

برچسب‌ها: مناجات با امام زمان
[ ] [ ] [ netlog36 ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

در گمنامی هم مشترکیم ای شهید!تو پلاکت را گم کردی و من هویتم را!می دانی....

سلام

لبخند ماهیم یعنی متولد ماهی که زمین به اذن خدا به انسان لبخند زد


امکانات وب